دکتر علی شریعتی :
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.
دستانم سرد است،سردتر از دستان آدم برفی حیاطمان که زمستانها با برف متولد میشود و با رفتنش میمیرد .
سردی دستانم از تنهایی است . تنهایی که از فراق یک دوست حاصلم شد .کسی که با او زندگی کرده بودم.از او زندگی آموخته بودم.او رفت و مرا در تگرگباران زندگی تنها گذاشت.
خطاب به او مینویسم :
دوست و عزیز آشنایم رفتنت داغ بزرگی بود به سینه کوچکم . کاش من میمردم و چنین روزی سراغ از من نمیگرفت هر چند که حال و روزم بهتر از مرگ نیست.برایت مینویسم آنچه که از تو برایم یادگاری مانده چیز های خوبی بود که یادم دادی و روز های خوبی که در کنارت برایم رقم خورد و سکه 10 پوندی که برایم یادگاری داده بودی در کیف پولم همراه دارم .
باور کن در فراقت خیلی سوختم و خواهم سوخت .بالشم از آب چشمانم خیس است.دیگر دستمال های کاغذی یارای مقابله با اشک هایم را ندارد آستین پیراهنم را مناسب دیدم که یقین بدان که آن هم اکنون خیس آب است.
نمیتوانم جلوی اشکهایم را بگیرم . فکر کن چقدر زیبا بود هنگاهی که قطراتی از آن حین یاداشت روی کاغذ می افتاد و زیبایی ویژه ای به نوشته هایم میداد .
گمان کنم که بزرگترین آرزویت برایم قبولی در آزمون ورودی کارشناسی ارشد دانشگاه بود با این که فرصت زیادی تا اعلام نتایج هست ولی قول میدهم که به هر نحوی شده در این مورد خوشحالت کنم .برایت در آنسوی مرز های زندگیم آرزوی موفقیت دارم.امید آن را دارم که مورد بخشش و رحمت خداوند کریم قرار بگیری و مرا نیز از دعای خیرت بی نسیب نگذاری.برایم از خداوند طلب مغفرت کن.
تا دیروز تقدیر بر بودنمان بود و از امروز بر فراقمان - خداوند را شاکرم که بودنمان سرشار بود از لحضه ها و تجربه های ناب .
بدست مهربان و رئوف خداوند میسپارمت.
آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست